خانه | سینما و تلویزیون | رضا عطاران و رازهای جالبی از زندگی او| سبک زندگی و بیوگرافی افراد مشهور(۱۴۳)

رضا عطاران و رازهای جالبی از زندگی او| سبک زندگی و بیوگرافی افراد مشهور(۱۴۳)

در این شماره بیوگرافی ، سبک زندگی و عکس های زیبا از سبک لباس پوشیدن رضا عطاران و خانواده اش را مشاهده می کنیم .

عطاران

رضا عطاران

چهره‌های معروف و جنجالی که عطای تلویزیون را مقطعی به لقایش بخشیدند

نام: رضا
نام خانوادگی: عطاران
تاریخ تولد: ۱۳۴۷/۰۲/۲۰
محل تولد: مشهد
مدرک تحصیلی: لیسانس کارگردانی
تأهل: متآهل
——————–

رضا عطاران

رضا عطاران و همسرش

رضا عطاران در میدان ضد، خیابان کوشش (یکی از محله های قدیمی مشهد) متولدشده است. او که فرزند سوم خانواده محسوب می شود اصالتا کاخکی بوده و در کودکی مادر خود را بر اثر زلزله ای در کاخک از دست داده است.

چهره‌های معروف و جنجالی که عطای تلویزیون را مقطعی به لقایش بخشیدند

عطاران دیپلم خود را در رشته اقتصاد در مشهد گرفت و برای ادامه تحصیل در رشته طراحی صنعتی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تهران آمد. با وجود علاقه به رشته تحصیلی اش، به بازیگری، فیلمنامه نویسی و کارگردانی روی آورد.

وی کار اصلی خود رادر دهه ۱۳۶۰در تئاتر مشهد با مرحوم حسن حامد شروع کرد و در این دوران او تماما نقش های غیرکمیک بازی کرد و این همکاری تا فوت حسن حامد در سال ۱۳۷۱ ادامه داشت.

هنرمندان مشهور در مراسم افتتاحیه اکران فیلم دراکولا، از امیر تتلو و رضا عطاران تا ویشکا آسایش

اولین کار تلویزیونی خود را در سال ۱۳۶۹ با بازی در مجموعه بیداران به کارگردانی اصغر عبدالهی آغاز کرد ولی جدیدی ترین کار تلویزیونی اش بازی در مجموعه طنز پرواز ۵۷ به کارگردانی مهران مدیری در سال ۱۳۷۲ بود.

شیرین کاری دختر ترانه علیدوستی در کنار رضا عطاران

شیرین کاری دختر ترانه علیدوستی در کنار رضا عطاران

درسال ۱۳۷۳ با مجموعه «ساعت خوش» به کارگردانی مهران مدیری در کنار بازیگرانی چون رضا شفیعی جم، نصرا… رادش، ارژنگ امیرفضلی و نادر سلیمانی کارهای کمدی خود رادر تلویزیون آغاز کرد.

 تصاویری از سفر مهناز افشار و رضا عطاران و ویشکا آسایش به آلمان

در سال ۱۳۷۸ به همراه مجید صالحی و یوسف تیموری در گروه کودک و نوجوان شبکه یک تلویزیون، مجموعه«مجید دلبندم» که با اقبال خوبی روبرو شد را با عنوان کارگردان، نویسنده و بازیگر عرضه داشت.

و در سال ۱۳۷۹ مجموعه «قطار ابدی» را عرضه کرد و از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۲ مجموعه های سیب خنده، ستاره ها، کوچه اقاقیا را ماهرانه جلوی دوربین برد. در سال ۱۳۸۳ وارد عرصه تولید سریال های مناسبتی ماه رمضان شد و سریال «خانه به دوش» را ساخت.

علت بچه دار نشدن رضا عطاران از زبان خودش

پس از آن در سال ۱۳۸۴ مجموعه «متهم گریخت» را به نویسندگی سعید آقاخانی، کارگردانی کرد. او همچنین در فیلم های سینمایی «هوو» و «تیغ زن» هر دو ساخته علیرضا داودنژاد بازی کرد و پس از آن در فیلم سینمایی «کلاهی برای باران» ساخته مسعود نوابی به ایفای نقش پرداخت. دیگر ساخته وی سریالی به نام ترش و شیرین بود که در نوروز ۱۳۸۶ از شبکه سوم تلویزیون ایران پخش شد. او همچنین در ماه رمضان سال ۸۷ با مجموعه تلویزیونی «بزنگاه» به خانه های مردم آمد و توانست طرفداران زیادی را جذب خود کند.

رضا عطاران

همسر رضا عطاران

در سال ۱۳۷۳ با خانم فریده فرامرزی که برای بازی در فیلم صندلی خالی نامزد سیمرغ بلورین نقش مکمل زن جشنواره فجر شده بود ازدواج کرد.

تصاویری از سفر مهناز افشار و رضا عطاران و ویشکا آسایش به آلمان  

خصوصیات اخلاقی عطاران :

گاهی اوقات مجسمه سازی می کند و نقاش و خطاطی ماهر هست. علاقه عجیبی به فوتبال دارد و تیم فوتبال هنرمندان را پایه گذاری کرد. از فوتبالیست ها با مهرداد میناوند دوستی قدیمی و نزدیکی دارد. غرور در زندگی اش جایی ندارد و بسیار شوخ، با شخصیتی جالب است. دو خواهر بزرگتر از خود دارد.
علاقه خاصی به زندگی اش دارد و در مورد خوشبختی می گوید: *هر چه قدر که در زندگی پیش می روم احساس می کنم هر اندازه ازخودگذشتگی بیشتر باشد، تو بتوانی مسایلی را که به نظرت چیزهای خوبی نیست، تحمل کنی، هم خودت از زندگی بیشتر لذت می بری و هم اطرافیان و خانواده ات از زندگی در کنار تو خوشحال و راضی اند. پول چیز خوبی است اما به خوشبختی ربطی ندارد و به تنهایی نمی تواند ضامن خوشبختی خانواده باشد. قصه خوشبختی ما هم، این چنین بود.*

 تصاویری از سفر مهناز افشار و رضا عطاران و ویشکا آسایش به آلمان

رضا عطاران برای بازی در فیلم طبقه حساس سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را از سی و دومین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد.

طبقه حساس:

فیلم طبقه حساس نوشته پیمان قاسم خانی، داستان مردی را روایت می کند که بعد از مرگ همسرش او را در یک قبر دو طبقه دفن می کند اما پس از مدتی که سر مزار همسرش می رود، متوجه می شود به اشتباه مردی غریبه ای در طبقه دیگر قبر دفن شده است.

 جوانی های علی مسعودی و رضا عطاران

گزیده مصاحبه های رضا عطاران

عاشق بچه‌ها هستم اما بچه نمی‌خواهم

من می‌گویم نبودن بهتر از بودن است. شما وقتی هستید درگیر مسائل و اختلافات می‌شوید. وقتی نباشید، خب دیگر نیستید. بچه خیلی دوست دارم؛ یعنی وقتی بچه‌های مردم را می‌بینم حسودی‌ام می‌شود كه اینقدر دوست داشتنی، باحال و زیباترین موجودات روی زمین هستند.  اگر قرار را بر بودن یا نبودن بگذارید به نظر من نبودنِ بچه بهتر است. از ابتدا هم با همسرم هم‌عقیده بودیم و از قبل ازدواج هم به صورت جدی درباره آن توافق كردیم.

رضا عطاران

ممنوع الفعالیت شدم و ازدواج كردم

آن زمان كه «ساعت خوش» پخش می‌شد، در اوج بودیم و احساس می‌كردیم حالا در قله موفقیت هستیم و دیگر همه چیز تمام شده و آینده ما برای همیشه تضمین است. در آن شرایط رویایی یك دفعه به ما اطلاع دادند كه ممنوعیت كاری داریم. علاوه بر آن خود ما هم كه دیگر نمی‌توانستیم كار كنیم. بعضی‌ها مثل مهران مدیری و ارژنگ امیر فضلی ممنوعیت كاری شان تا ۳ سال طول كشید. من تا یك سال و نیم ممنوعیت كاری داشتم و تمام شد. بالاخره قرار شد كه دیگر هیچ وقت بیشتر از دو یا سه نفرمان در یك كار نباشیم. البته بعد از ممنوع الفعالیت شدن، دو، سه هفته زمان پیدا كردم و ازدواج كردم.

رضا عطاران

در زمان بیكاری با وانت كار می‌كردم

بعد از ازدواج و جریان ممنوعیت كاری پیگیر تامین نان و امرار معاش زندگی شدم. بالاخره باید یك جوری زندگی را می‌گذراندیم. . . خلاصه با یك آقایی دفتر پخش مواد غذایی زدیم. باورش سخت است اما یك وانت زامیاد آبی داشتیم كه با آن به سوپرماركت‌ها می‌رفتیم و می‌پرسیدیم كه چه چیزهایی نیاز دارند و می‌گفتیم كه ما مثلا می‌توانیم مربا، چیپس، پفك و. . . را برای‌تان بیاوریم.

رازهایی درباره مادر و پدرم

مادرم خدا بیامرز نماد و مظهر مهربانی بود. هنوز هم در اقوام از مهربانی او می‌گویند كه چقدر مهربان بود؛ هیچ كس را هیچ وقت اذیت نكرد و به هیچ چیز كاری نداشت. بابا هم كه مظهر بی‌خیالی بود. تركیب این دو تا من شدم.

چه‌جوری كچل شدم؟

آخرین جایی كه با موی كامل بودم، نقش دایی در سریال «دنیای شیرین» بود. بعد از آن دیگر موهایم شروع به ریختن كرد. در مجموعه بعدی كه «قطار ابدی» بود، دیگر جلوی موهایم كم كم داشت می‌ریخت كه به زور ماساژ و پف دادن و این چیزها سعی می‌كردم حفظش كنم. آن موقع خیلی هم برایم مهم بود تا اینكه یك روزی در آینه به خودم نگاه كردم و فهمیدم این مو در نهایت ۳ سال دیگر دوام می‌آورد و باید یك فكر اساسی برای آن بكنم. چون آدم اهل دارو مصرف كردن و این چیزها هم نبودم، دیدم بهترین كار این است كه بروم در آن وادی و از «خانه به دوش» به این شمایل جدید رسیدم. من چون كچل هستم، اگر ریش و سبیلم را هم بزنم شبیه كله‌پاچه عجیب و غریبی می‌شوم كه اصلا قشنگ نیست. بعد آن ریش پروفسوری را پیدا كردم و فكر كردم جالب‌تر است.

 ازدواج سوم پدرم

وقتی مادرم فوت كرد؛ پدرم باز هم ازدواج كرد. همسر دوم شان هم فوت كرد و برای بار سوم ازدواج كرد و با ایشان در مشهد زندگی می‌كند.

رضا عطاران

نمی‌توانم سیگار را ترك كنم

سیگار كشیدن به نوشتن كارهایم كمك می‌كند. دو سال آن را كنار گذاشتم اما باز به سراغش رفتم. البته چند وقتی است كه نوشتن را هم كنار گذاشتم.

كچل شدم جذاب شدم

جذابیت با زیبایی دو مساله جدا هستند. حتی یك چیزهایی كه در تعریف، زشت به حساب می‌آیند، ممكن است عامل جذابیت باشند؛ حتی یك بریدگی شدید درصورت می‌تواند عامل جذابیت باشد. فكر نمی‌كنم ریختن موهایم چیز بدی باشد و جذاب‌تر شده‌ام. در آینه هم كه شمایل خودم را می‌بینم از این اتفاق راضی هستم و فكر می‌كنم بد نیست.

از تكنولوژی، فقط موبایل به دردم می‌خورد

از تكنولوژی فقط گوشی آیفون را دوست دارم. آن هم به خاطر اینكه بازی‌های خوبی دارد. اهل اینترنت و ‌ای‌میل و اینها كه اصلا نیستم. از فیس‌بوك و این چیزها هم كه بی بهره هستم. این موبایل را هم اگر خدا بخواهد كنار می‌گذارم. الان هم فقط جواب عوامل جایی را كه دارم كار می‌كنم، می‌دهم.

رضا عطاران

ماشین ندارم

ماشین ندارم، یعنی گواهینامه ندارم و رانندگی هم نمی‌كنم. در كل چهار، پنج ماه ماشین داشتم كه آن را هم واقعا دوست نداشتم.

گپی با پدر و خواهر و دوستان رضا عطاران

کودکی درس خوان، زرنگ و حرف شنو!!

پدر مهربانش با کلامی زیبا و دلنشین برای ما تعریف می کند: رضا بسیار باهوش و با استعداد بود، در تمامی دورن تحصیل و مدرسه اش، یک بار ندیده ام که او در خانه درس بخواند و یا مشقی بنویسد، گاهی با عصبانیت به او می گفتم: «پسرجان تو چه جوری فردا می تونی امتحان بدی وقتی هیچی درس نخوندی!»

در جوابم با خونسردی می گفت: بابا جان شما از من نمره خوب می خواهی و من برای شما نمره خوب می آورم، خدا را گواه می گیرم که هر سال هم شاگرد اول می شد و من را رو سفید می کرد. (با خنده)

 رضا عطاران

چی شد که این جوری شد؟

خواهر عطاران، خاطره ای از نوجوانی رضا به یاد دارد، او به ما از نحوه ورود رضا به تئاتر می گوید: به یاد دارم که روزی رضا به همراه دوستش «حمید حقیقی» به خانه آمد، من از پشت پنجره به حرف های آنها گوش می دادم و دقت می کردم، برادرم رضا به دوستش می گفت: بهت ثابت می کنم که از همین تئاترها به صدا و سیما خواهم رفت! دوستش هم که باور نمی کرد مدام از او می پرسید، تو واقعا می خواهی به تلویزیون بروی؟ اصلا مگر می توانی؟ و رضا هم با صدایی محکم و رسا رو به حمید کرد و گفت: حالا می بینی که می روم و معروف می شوم! و کار خودشم کرد، حرف رضا از همون اول هم حرف بود! (لبخند می زند)

رضا عطاران

شوق کاری رضا قانعم کرد!

وقتی از پدر بهترین کمدین کشور پرسیدم: با بازیگر شدن پسرش موافق بوده یا نه؟ با همان لحن زیبا و خواستنی مصرانه گفت: چرا دروغ بگویم اولش بله! مخالف بودم، هم درکی از این رشته نداشتم و با خودم می گفتم که کار خوبی نیست، هم عقلم کم بود (با خنده) اما وقتی شوق رضا رو نسبت به هنر و بازیگری دیدم، گفتم: خیلی خوب بابا جان به کارت برس. (می خندد)

حیاط خانه را سینما کرده بود

خواهر آقا رضا عطاران می گوید: رضا و دوستانش از همان کودکی به دنیای هنر و بازیگری علاقمند بودند تا جایی که پدرم وقتی دید نمی تواند مانع او شود، پرده ای را در حیاط خانه تعبیه کرد تا رضا بتواند در آنجا نمایش اجرا کند، رضا و دوستانش هم که از زرنگی کم نداشتند، نقشه هایی کشیدند و برای خودشان سینمایی راه انداختند، رضا که خود نمایش های چارلی چاپلین را اجرا می کرد، یکی از دوستانش را بسیج کرده بود تا بلیت درست کند و از هر کسی که برای دیدن نمایش به خانه می آید ۲ تومن پول بگیرد و به او بلیتی بدهد! (با خنده) این کار برای من و خانواده ام بسیار زیبا بود، چون عشق رضا به بازیگری را نشان می داد.

رضا عطاران

رضا عطاران از نظر پدرش!

وقتی اولین کار او «ساعت خوش» را از تلویزیون دیدم کلی خندیدم و خوشحال شدم که او می تواند مردم را بخنداند، رضا بی دریغ، ساده و راحت بازی می کند و خودش را نمی گیرد و من اگر به او افتخار نکنم چه کاری می توانم انجام دهم؟ (باز هم می خندد)

از پدر می ترسید

خواهر بزرگترش فاطمه خانم برایمان تعریف می کند: رضا عصرها در کوچه خودمان به همراه دوستانش فوتبال بازی می کرد، یک روز بعد از بازی که به خانه آمد دیدم که لنگان لنگان راه می رود، نگو که یکی از بچه های قلدر محل روی پایش افتاده بود و پای رضا شکسته بود، بعد از ۳ روز که حاضر شد به دکتر برویم، وقتی پزشک از او پرسید که چرا زودتر نگفتی به دکتر گفت: آخه از پدرم می ترسم، می ترسیدم که دیگر نگذارد بازی کنم!!! (با خنده)

رضا عطاران

یره تو خجالت نمی کشی؟

اولین تئاتری که رضا عطاران در آن ایفای نقش کرد، «موش عاشق» نام داشت که در مشهد مقدس به روی صحنه رفت، پدرش تعریف می کند که «وقتی نمایش را به همراه خواهرش دیدیم، به او گفتم، یره (یارو) تو خجالت نمی کشی؟دختر تو نمایش کم بود که تو عاشق موش شدی؟» (با خنده)

کاراکتر پدر در کارهای عطاران

خانواده اش برایمان تعریف می کنند، در سریال زیر آسمان شهر که رضا نویسنده آن بود تقریبا بابا را به نمایش گذاشته بود، زمانی که خشایار با چوب دستی خود به دنبال فولاد می کرد مانند کودکی ما بود که پدر نیز در کودکی ما چوبی برمی داشت و دنبالمان می دوید! (با خنده)

یا در فیلم «خوابم میاد» که در یکی از سکانس ها همه بچه ها در خانه سرهنگی جمع می شدند و تلویزیون می دیدند، آن هم به کودکی ما برمی گردد، آن زمان چون تلویزیون کم بود همه بچه های محل در خانه یکی از همسایه ها «که سرهنگ ارتش» بود جمع می شدیم و برنامه کودک نگاه می کردیم، این تصویرها از کودکی در ذهن رضا مانده است که در حال حاضر او در ساخت فیلم هایش از آن خاطرات کمک می گیرد!

رضا عطاران

چه نفر اول باشم چه بیستم، من پدر رضا عطارانم!

وقتی که گفتم این گفته شما چاپ میشه با لحنی جدی و قاطع گفت: بله بله بله، حتما چاپ کنید، به دیوار هم بزنید، افتخار می کنم که پدر رضا عطارانم. شما بگید، وقتی یک کارمند بانک میاد و کاغذ من رو می گیره، خودش هم همه کارها رو درست می کنه، می تونم بگم نه؟ (با خنده) در هر اداره یا بانکی در محله خودمان که وارد می شوم من را می شناسند و به من لطف دارند و کارم را به نحو احسن راه می اندازند، این سوء استفاده از نام پسرم نیست بلکه یک سرفرازی برای من محسوب می شود.

رضا عطاران

قدم زدن با رضا تو کوچه خیابان سخت است

پدر آقا رضا می گوید: مدت ها پیش که رضا به مشهد آمده بود با هم به بیرون رفتیم تا قدم بزنیم یه ثانیه نکشید که مردم دور رضا جمع شدند، من هم به او گفتم: بابا جان من میرم تو هم وقتی آزاد شدی بیا! رضا عادت دارد با صبر و حوصله به تمام محبت های مردم پاسخ دهد که این برای خود مردم هم جالب توجه است.

فاطمه عطاران می گوید: به همراه فرزندانم و برادرم برای خرید به بازار رفتیم، با پیشنهاد خود رضا ماشین نبردیم تا پیاده روی کنیم و هوا بخوریم. وقتی داشتیم برمی گشتیم مردم او را شناختند و صدها نفر یکباره دورمان را احاطه کردند تا با رضا عکس بگیرند!! این که مردم کشورم رضا را دوست دارند و برای او کارهایش وقت می گذارند بسیار لذتبخش و خوشحال کننده است اما گاهی اوقات هم این توجه ها برای ما محدودیت هایی را به وجود می آورد که ما را موظف می کند بیشتر حواسمان به خودمان باشد تا در شأن رضا و موقعیت اجتماعی او رفتار کنیم!

 رضا عطاران

طرفدار غذای سنتی، مخالف فست فود

در کشور ما خواهرها بسیار بسیار هوای برادرانشان را دارند و نمی گذارند که در زندگی به آنها سخت بگذرد. مصداق خوب و روشن این ادعا، خواهر بزرگوار رضا عطاران است، با اینکه «به قول خودش» از برادرش دور است، اما حواسش به تمام علایق و سلایق او هست، فاطمه عطاران که ۲ سال از آقا رضا بزرگتر است می گوید: «رضا عاشق غذاهای سنتی است که از بین این غذاها کوکوسبزی و قورمه سبزی را ترجیح می دهد و هر وقت مشهد می آید ما بسیج می شویم، برای او، آنچه که دوست دارد فراهم کنیم. رضا به دلیل شرایط کاری بیشتر با غذاهای بیرون سر و کار دارد به همین دلیل دیگر از فست فود خسته شده و می توانم بگویم تمایلی به اینگونه غذاها نیز ندارد!»

رضا عطاران

مسجد امام علی (ع) اولین پله برای اجرای تئاتر

بعد از چند روز پرس و جو توانستیم چندی از دوستان دوران کودکی و نوجوانی او را پیدا کنیم، یکی از دوستان وی که در حال حاضر بازیگر تئاتر استان خراسان رضوی نیز به شمار می رود «حمید حقیقی» است که به دلیل مشغله کاری نتوانست راوی خاطرات کودکی رضا باشد اما دوست دیگرشان که در تئاتر «شیطان سفید» همبازی رضا عطاران بوده، از خاطرات مشترک آن زمان برایمان می گوید: «راستش را بخواهید شاید آقا رضا در حال حاضر من را از یاد برده باشد اما من به خوبی به یاد دارم که تئاتر «شیطان سفید» را برای همین مسجد امام علی (ع) تمرین می کردیم و در تمامی لحظات خوب و بد در کنار هم بودیم. من از آقا رضا چند سالی کوچکترم اما رفتار خوب و کریمانه ایشان را با اعضای گروه نمایش شیطان سفید به خوبی به یاد دارم! هر جا که هست خدا پشت و پناهش.

اخبار مرتبط:

چرا رضا عطاران اجازه حضور در برنامه زنده تلویزیون را ندارد؟!

تصاویری از سفر مهناز افشار و رضا عطاران و ویشکا آسایش به آلمان + بیوگرافی

رضا عطاران و نامزد برزیلی اش!+ عکس

چرا رضا عطاران در فیلم فروشنده فرهادی بازی نکرد+عکس

عکس‌ های رضا عطاران با خانم های خارجی در فیلم من سالوادور نیستم

شعر رضا عطاران برای سنگ قبر همسرش !

بازیگران و هنرمندان مشهور در اکران فیلم استراحت مطلق / از رضا عطاران و همسرش تا ماه چهره خلیلی و همسرش و آزاده نامداری + تصاویر

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Web Analytics