خانه | سینما و تلویزیون | زیارت ارباب بی سر از داستان های مذهبی

زیارت ارباب بی سر از داستان های مذهبی

داستان های مذهبی موضوع این بخش از مجله اینترنتی پارسی وان است. در این جا یک داستان مذهبی کوتاه با عنوان زیارت ارباب بی سر را برای شما آماده کرده ایم که تقدیم تان می کنیم. امیدواریم از این بخش بهره کافی را ببرید.

داستان های مذهبی

داستان های مذهبی

داستان های مذهبی

داستان های مذهبی هر کدام در کنار بحث سرگرمی که برای ما دارند ، دارای درس عبرت و پندی است که حتما در زندگی ما به درد خواهد خورد.

داستان مذهبی ‍ زیارت ارباب بی سر

سید بحرالعلوم تنهایی برای سفر به سامرا حرکت کرد. در بین راه راجع به این مسأله که گریه بر امام حسین علیه السلام گناهان را می آمرزد فکر می کرد.

در حال فکر کردن بود که ناگهان شخص عربی از مسیر با اسب می گذشت که چشمش به او خورد. سلام کرد و پرسید :

جناب سید به چه فکر میکنید که انقدر فکرتان درگیر شده است ؟ لطفا به من بگویید بلکه بتوانم به شما کمک کنم.

سید بحرالعلوم در جواب گفت :

به این فکر میکردم که چرا خدا این همه ثواب به زائرین و گریه کنندگان امام حسین (ع) می دهد:

+در هر قدمی که در راه زیارت امام حسین بر می دارند ثواب یک حج و یک عمره به آنها می دهد.

+همچنین برای یک قطره اشک، همه گناهان صغیره و کبیره را می بخشد.

آن سوار گفت من برای شما مثالی میزنم تا جواب خود را بگیرید.

داستان های مذهبی

داستان های مذهبی

ادامه داستان مذهبی زیارت امام حسین

زمانی پادشاهی از لشکر خود در جنگل دور شد و به کلبه ای رسید. دیروقت بود  تصمیم گرفت در انجا استراحت کند.

اهل کلبه یک پیرزن و یک پسر خیلی فقیر بودند و جز یک گوسفند سرمایه ای نداشتند.

ولی خب چون مهمان داشتند آن گوسفند را سر بریدند تا از مهمان پذیرایی کنند. جالب اینجاست که انها نمی دانستند مهمان شان پادشاه است.

فردا صبح پادشاه به قصر رفت و جریان را برای وزرا تعریف کرد و به آنها گفت به نظر شما چه پاداشی به ان پیرزن و پسر بدهم که لطف شان را جبران کنم.

یکی از حضار گفت: به او صد گوسفند بدهید.

دیگری که از وزراء بود گفت:صد گوسفند و صد اشرفی بدهید.

یکی دیگر گفت:فلان مزرعه را به ایشان بدهید.

ولی پادشاه جواب داد: به نظر من هرچه بدهم کم است؛ مگر اینکه سلطنت و تاج و تختم را بدهم ، چون آنها هر چه را که داشتند به من دادند من هم باید هرچه دارم به آنها بدهم تا سر به سر شود.

جریان زیارت امام حسین هم همین است.

امام حسین هرچه از مال و منال و اهل و عیال و پسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت همه را در راه خدا داد.

پس خدا هم باید همه دارایی اش را بدهد . ولی او که نمی تواند خدایی اش را بدهد .

پس زوّار و گریه کنندگان آن حضرت درجاتی می دهد که پاداش فداکاری امام حسین باشد.

وقتی شخص عرب این مطالب را فرمود به راه خود ادامه داد و سریع غیب شد و جناب سید به جواب خود رسید.

پایان داستان امام حسین

سعی کنید قدر ایام محرم را بدانید و گریه بر سید الشهدا را فراموش نکنید.

گریه بر امام حسین تنها اشکی است که غم نمی اورد، بلکه شادی و ارامش می اورد.

حتما به این مساله برخوردید که وقتی از مجلس عزاداری امام حسین بر می گردید حس آرامش عجیبی دارید.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Web Analytics